تبليغاتX
تشنه‌ای در میان هزاران...
تشنه‌ای در میان هزاران...
از هر چه ببینم می‌نویسم.
Balatarin
بهاریه
 

امسال خیلی خوشحالم. بهارش  یک بهار راستکی بود! هنوز هم هست. باران هایی که خیس خیس ات می کنند. از طرفی هنوز تمام برگ های درخت ها باز نشده. هر سال این موقع درخت ها از عطش تابستانی شل بودند!

با اینکه آلرژی و عطسه و سرفه و ... امانم را بریده اما از ارادتم به باران های سیل آسا و ابرهای سیاه پر هیبت و  برگ های نورس سبز کم رنگی که هوس می کنم با اشتهای تمام بچرم شان! کم نشده.

 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:30  توسط مهدی  |