تبليغاتX
تشنه‌ای در میان هزاران...
تشنه‌ای در میان هزاران...
از هر چه ببینم می‌نویسم.
Balatarin
افراطی ها
 

من هيچ تخصصي در سينما ندارم. اما از بس جمله‌ي « ايول ايول ... داش مجيدو ايول» را شنيده‌ام و به نفوذ فيلم سينمايي «اخراجي‌ها» در اندازه‌ي يك سريال تلويزيوني در اجتماع پي برده‌ام، براي اولين بار نظر شخصی ام را راجع به یک فیلم سينمایی مي‌نويسم.

هر چند وقت يك‌بار تكيه كلام‌هاي جديدي در محدوده‌ي لغات گفت‌و‌گوي روزمره‌ي ما وارد مي‌شود كه اكثراً از سريال‌هاي تلويزيوني به اجتماع سرايت مي‌كنند. اما چند وقتي‌ست كه اين اتفاق پس از پخش يك فيلم سينمايي بسيار پرفروش  در ژانر جنگ كه در هنگام نمايش بسيار سروصدا كرد  اتفاق افتاده. خود من با وجود اين‌كه خيلي زياد تشويق به ديدن اين فيلم شدم اما خيلي پايم راه نگرفت كه بروم و تماشايش كنم و نرفتم. عصر يك روز جمعه كه كار زيادي براي انجام دادن نداشتم، از روي بيكاري كپي فيلم را از بقالي  خريدم و ديدم. 2500 تومان هم من به اين كساني كه با پخش كپي فيلم نگذاشتند فيلم مسعود ده نمكي از مرز فروش روياييِ نزديك به دو ميليارد توماني فراتر رود كمك كرده‌ام! شب پيش‌از ديدن فيلم يكي از دوستانم جاهاي خنده‌دار فيلم را برايم تعريف كرده بود. پس از پايان فيلم  با خودم گفتم من كه اين فيلم را ديشب هم ديده‌ام! چيز بيشتري از همان چند تكه‌ي خنده‌داري كه شنيده بودم نديدم. تنها چيزي كه متاسفانه ديدم تبليغ يك حماقت بسيار بزرگ بود. تبليغ انديشه‌اي را مي‌كرد كه من فكر مي‌كنم وجود خارجي نداشته. يا اگر داشته  خودسري يك عده آدم نادان بوده كه تحت تاثير جو و با ايول ايول خودشان را به كشتن داده‌اند. الان كه دارم مي‌نويسم دست و دلم مي‌لرزد كه مبادا كسي را برنجانم. كسي را كه مثل خود من به اين معتقد است كه تمام كشته‌گان جنگ ايران و عراق از روي وطن پرستي و به‌خاطر آسايش امروز ما جان‌شان را داده‌اند. همين الان به او مي‌گويم: دوست عزيز من و تو با هم در يك جاده قدم مي‌زنيم. ولي به نظر من اين‌كه يك عده آدم براي باز كردن راه به داخل ميدان مين بروند تا اگر كشته شدند بقيه پا روي جنازه‌ي او بگذارند و بگذرند را كار عاقلانه‌اي نمي‌دانم. به باور من اين اتفاق در جايي كه فرمانده‌اي عاقل و يا گروهي كه كار تخصصي‌اش آفند و پدافند جنگي‌ست صورت نمي‌گيرد. واضح بگويم: اين اتفاق در ارتش نيفتاده. چون حتماً نفر آموزش ديده‌ي خنثي‌سازي مين در يك گروهان وجود داشت كه مانع كشته‌شدن تمام رزمنده‌گان قبل از رسيدن به دشمن شود!!!. چون در جايي كه فرصت خنثي كردن ميدان مين وجود ندارد حتماً دشمن هوشيار و خطرناكي وجود دارد. اگر قصد حمله به دشمن داريم بايد مخفيانه برويم كه ما را نبيند. به نظر شما انفجار يك مين دشمن را خبر نمي‌كند؟ آيا اين كار عاقلانه است؟ كه از راهي به معركه‌ي جنگ بروي كه خط‌اش را با انفجار گهگاه مين براي دشمن رسم مي‌كني؟ من از جنگيدن چيزي نمي‌دانم. اما با همه‌ي ناداني‌ام مي‌دانم كه راهپيمايي در يك خط مستقيم خطرناك‌ترين روش پيش‌روي در جنگ است. نمونه‌ي بارز و زنده‌اش عمليات مرصاد مجاهدين خلق بوده. نيروهاي مجاهدين به صورت خطي و در يك جاده‌ي باريك قصد پيشروي تا فتح تهران را داشته‌اند! اما يك نفر فرمانده‌ي عاقل تشخيص داده كه بگذارند آنها تا جايي كه مي‌توانند پيشروي كنند. بعد از اينكه به دام افتاده‌اند پيشروترين و آخرين نفربر اين ارتش! مجهز را بمباران كرده‌اند و بعد از اين‌كه اين مار دراز را سر و ته زدند كه نه راه فرار داشت و نه قرار، سر حوصله بمباران هوايي‌اش كرده‌اند تا كاملاً نابود شده.

به نظر من جانفشاني مردان و زنان شجاعي كه براي حفظ اين مملكت جان باخته‌اند ستودني‌ است. بايد تجربه‌ي زنده‌گي در كنار مرگ را داشته باشيم تا بفهميم اين دلاوران چگونه شجاع بوده‌اند. اما عاقل هم بوده‌اند كه بيهوده در كارزار خودكشي كنند.

هر چه آن صحنه‌ي اين فيلم كه نارنجك از دست فرمانده مي‌افتد و جواني خودش را روي آن مي‌اندازد تا هم‌رزمانش كشته نشوند زيبا پرداخت شده، اين قسمت عبور  «داش مجيد» لاتِ تازه تواب شده از ميدان مين نفرت آور است. هر قدم كه به زمين مي‌زد احساس مي‌كردم با لگد روي اعصاب من مي‌كوبد. اين اتفاق اگر هم افتاده باشد بيهوده بوده و خودكشي بي دليل بوده و هرگز هرگز نبايد تبليغ شود. اين توهين به تمام كساني‌ست كه قسمتي از عمرشان را با هدفي مقدس جنگيده‌اند. فرهنگ شهادت طلبي انتحاري گرچه در فلسطين و غزه و لبنان تبليغ مي‌شود نبايد در ايران امروز مقدس جلوه کند. گرچه الان اين گروه با دو ميليارد تومان پول نقد بعلاوه‌ي كمك‌هاي سخاوتمندانه‌ي دولتي، از پيش قدرتمند تر شده‌اند. از روزهايي كه يك گروه كوچك بودند كه سينما آتش مي‌زدند و با موتور سيكلت ترور مي‌كردند و چاقو مي‌زدند. اما اميدوارم تكيه‌كلام‌هاي بي نمك اين محصولِ گروهكي بيش از اين توهينِ آشكار به انديشه، در ذهن چندين ميليون نفر  ايراني‌ئي كه اين فيلم بسيار مجبوب را در سينما و خانه ديده‌اند، اثر بگذارد.

خيلي خوشحالم كه اخراجي‌ها قابل نمايش در فستيوال‌هاي خارجي نيست.

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 0:1  توسط مهدی  |