پادشاهاني كه مشفق درويشاند نگهبان ملك و دولت خويشاند، بهحكم آنكه عدل و احسان و انصافِ خداوندان مملكت موجب امن و استقامت رعيت است و عمارت و زراعت بيش اتفاق افتد؛ پس نامنيكو راحت و امن و ارزاني غله و ديگر متاع بهاقصاي عالم برود و بازرگانان و مسافران رغبت نمايند و قماش و غله و ديگر متاعها بياورند و ملك و مملكت آبادان شود و خزاين معمور و لشگريان و حواشي فراخ دست، نعمت دنيا حاصل و بهثواب عقبي واصل؛ و اگر طريق ظلم رود بر خلاف اين.
هفتصدمين روز عمر دولت نهم همين چند روز پيش بود. دولتي كه مشاور رئيساش ادعا ميكند كه سرعت جناب احمدي نژاد مانند جت است و بقيهي دولت خيلي كه زور بزنند با سرعت هواپيماي مسافربري ايشان را دنبال ميكنند. اين امن و استقامت ما مردم از خير سر عدل و احسان و انصاف همين دولت است. عمارتسازي كه شكر خدا توسط عدهاي به سرعت ادامه دارد. اما خريدن اين عمارات از عهدهي كمتر كسي بر ميآيد. چنانكه در هر كوچهاي حداقل يك برج خالي از سكنه موجود است كه نشان از بي نيازي صاحبش به پول اين عمارات است. از آن سو قيمت مسكن و اجارهبها در 3 سال گذشته دقيقاً دو برابر شده است. زراعت نيز با خالي شدن روستاها از سكنه و هجوم ايشان به شهرها روز به روز بهتر ميشود. راحتي نكونامها شهرهي آفاق است. بازنشستهها كارت منزلت ميگيرند و سرانهي پيري اتوبوس مجاني سوار ميشوند. ولي شرمندهي اهل و عيال و فرزند و نوهها هستند كه مسافركشيشان با بنزين جيرهبندي شده ديگر رونقي ندارد. شايد گراني مواد غذايي و خارج شدن خيلي از ملزومات از سبد خريد اين قشر باعث اين شرمندهگي باشد. موشكهايمان به عنوان متاع به لبنان ميرود. لبنان اقصاي عالم نيست؟ مهمترين محصول صادراتي غير نفتيمان يعني پسته، از رونق زياد زراعت با سم افلاتوكسين تركيب ميشود و باز به اقصي عالم ميرود. زعفران و فرش نيز هم. چين و اسپانيا هم رقيب ما در صادرات اين دو محصولاند كه هيچ مهم نييست. مثل روز روشن است كه بازرگانان به گفتهي رئيس جمهور 4برابر دولتهاي قبلي در ايران سرمايهگذاري كردهاند. رغبت مسافران را هم ما كه در ايران ساكن هستيم ميبينيم. توريست از سر و كولمان بالا ميرود و اين آباداني فعلي نيز از دولتي سر حكومت است. خزاين مملكت انقدر معمور است كه نگو و نپرس. از همين خزانهي انباشته است كه وام كلان براي بنگاههاي اقتصادي زودبازده به فراواني داده ميشود. لشگريان و حواشي فراخ دستِ فراخ دستاند. يكي شهردار تهران است، يكي مسئول برگزاري انتخابات وزارت كشور است و يكي وزير راه و ديگري وزير نيرو و شايد نيمي از مجلس نشينان و كابينه كوتاه زمانيست كه كت و شلوار پوش شدهاند و از كسوت سپاهيگري درآمدهاند. باقي هم با همان لباس نظامي پيمانكار عزيز دردانهي دولتاند و جاده و پل و سد و نيروگاه و بندر و ... ميسازند و هم به آبادگري مشغولاند و هم مرزباني. نعمت دنيايمان كه حاصل هست. چيزي كم نداريم به لطف حكومت و ثواب عقبيمان هم پيشاپيش حاصل شده. خوشبخت ما كه در مملكت امام زمان نفس ميكشيم و بليت First class هواپيما به مقصد بهشت برايمان از پيش Confirm شده. فقط گاهي اوقات كه تاريخ ميخوانيم ميبينيم كه بعضي شخصيتها هستند كه در طول تاريخ تكرار شدهاند. يك بابايي 86 سال پيش پيدا شد كه با ريا و تظاهر وانمود به انجام كارهاي بسيار زياد ميكرد. در ابتداي ورود همهي بزرگان و ثروتمندان مملكت را به جرم مبارزه با مفاسد دستگير و زنداني كرد. در حالي كه خزانهي مملكت خالي بود با دست و دلبازي پول خرج كرد و در مقطعي دستور ضرب سكه از راه ذوب كردن توپهاي جنگي را داد، خيابانهاي پايتخت را براي ظاهرسازي، پاكيزه و رنگآميزي كرد، به نظاميها دور داد، به سرعت برق و باد شروع به كار كرد، در مهمانيهاي رسمي دوغ سرو كرد، زنان خياباني را جمع كرد، مشروب را در هتلها و كافهها ممنوع كرد و خيلي كارهاي ديگري كه شبيه به خدمات دكتر محمود احمدينژاد است انجام داد. سيد ضياء الدين طباطبايي را ميگويم.